بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی ماندگاری شعر در ادبیات ایران
(گزیده ای از صحبت های خانم ناهید یوسفی)
شعر فارسی یک هزاره مکتوب را طی کرده است با هزاران دیوان و دفتر سروده شده از شاعران حرفه ای ومبتدی و طبق آمار تا سال هشتاد با حضور هشتاد هزار شاعر محصول ادبی روزانه تقریباً چهارصد هزار بیت است یعنی بیش از پانزده برابر مثنوی بزرگ مولانا در هر روز . چرا این انبوه شعر سلیقه ی مخاطبان را جلب نمی کند و چرا تعدادی اندک از این آثار در حافظه ها می ماند وبر لب ها زمزمه می شود .؟
اگر چه همه ی آثار شاعرانِ نام آوری همچون حافظ مولانا و فردوسی ماندگار نبوده است .مثلاً حافظ از پانصد غزل تنها سیصد غزل ماندگار و برگزیده دارد و در شاهنامه ی فردوسی بخش تاریخی آن درخششِ بخش پهلوانی را کسب نکرده و شاعران سبک هندی تقریباً یک میلیون بیت تولید کرده اند که چند غزل و چند بیت از آنها در ذهن دوستان باقی مانده است با این همه باید پرسید که شعر حافظ، فردوسی، مولانا، خیام ، باباطاهر، سعدی و غیره .. دارای چه پتانسیلی هستند که جایگاهشان در گذر زمان محفوظ مانده است
شعر مثل ساختمانی ا ست که بر ارکان و تکیه گاه هایی می ایستدکه این ارکان به درون وبیرون شعر وابسته است سستی در هر رکن و هر تکیه گاه موجب شکست و سقوط و فراموشی وزوال آن می شود
شاعر
جوشش و کوشش شاعرانه، عمق و وسعت دانستگی ها ، نیرو و میزان جوشش شعر، فضا سازی و به کارگیری لحظه ها ی ناب شاعرانه و حالات روحی شاعر در زیبایی و ماندگاری شعر تاثیر بسیار دارند .
شعر
کشش ها ، ژرفا ، زیبایی ها ،رنگ ها ونیرنگ ها ، ساختار ، وزن و موسیقی
مخاطب
میزان ذوق فهم ودرک شعری ، نیاز ها و عطش ها
زمان شعر
شاعری که ظرفیت های زبان را نمی شناسد ازجوشش و شهود شاعرانه دور می ماند و به شعرش گستردگی وژرفا نمی بخشد شعری شکفته و شیرین به مخاطب ارائه نمی دهد که کام او را شیرین ومیل او را به اثر ماندنی کند چه بسا آثاری که قبل از مرگ شاعر می میرند .
پیدا کردن قالب مناسب برا ی بیان شعر نیز به ماندگاری اثر کمک می کند
خود را از دست نداده اند مثلاً بابا طاهر چه راز و رمزی در دو بیتی هایش دارد که خاص و عام را مجذوب و دل ها را متوجه اسرار ناگفته و ناشنیده می کند .
شاعرانی هم هستند که با یک تک بیت یا غزل یا یک مثنوی متفاوت نامشان در عرصه ی ادبیات جاوید مانده است برای نمونه به چند اثر که در میان مردم عام وخاص جایگاهی پیدا کرده و راز ماندگاری و گره خوردگی آنها با فکر و عاطفه مردم (گویایی و روانی و هم خوانی با زبان و فرهنگ و احساس جامعه) می پردازیم :
سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد
آواز خوش هزار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ای ا ست روئیدن عشق
این لحظه هزار بار تقدیم تو باد
وحید امیری
هر کس به طریقی دل ما می شکند
بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
از دوست بپرسید چرا می شکند
ناهید یوسفی
غمت در نهان خانه ی دل نشیند
بنازید که لیلی به محمل نشیند
خطیب اصفهانی
گاهی هم سروده هایی هستند که مدتی کوتاه درخشش دارند و باتغییر موقعیت جامعه اثر خود را از دست می دهند
متاسفانه به سروده های امروز توجه کارشناسانه نمی شود باتوجه به حیات شاعر یا امکان دسترسی به شاعر بهتر می توان به ماندگاری یا کمرنگ شدن آثار پرداخت . شعر آیینه ی وجود و روزگار شاعر است و زمان و شرایط جامعه و تاریخ یک سرزمین را تعیین می کند ونگاهی موشکافانه به زندگی درونی و بیرونی شاعر می اندازد و تصاویرحقیقی از این کنکاش به دست می آورد که بی شک راه گشای آفرینش شاعر خواهد شد .
طی تحقیقات دانشجویی شعرهای ذیل در ذهن برخی از دوستان ماندگار شدند به چند نمونه اشاره می کنیم :
زحمت ها بلبل کشید و برگ گل را باد برد
بی ستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد
پروانه سعیدی آزاد
خدایا چنان کن سر انجام کار
تو خوشنود باشی و ما رستگار
آفای بشیری – دانشجو
آن چنان در فراق خاک رهت
می رود آب دیده که مپرس
دکتر مجیدی – استاد دانشگاه
چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت
همه طول سفر یک چمدان بستن بود
سیروس روزگاری – دانشجو
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنیست
هنگامه خوشرو -دانشجو


جلسات ماهانه ی شعر زنان تهران